تبليغاتX
صلح جهان
صلح جهان...صلح جهان...صلح جهان...صلح جهان
 

من فقط جلوي پايم را مي بينم

عليرضا جعفري

وقتي انسان آرزو دارد كه آرزوهايش تحقق پيدا كند، صداي خرد شدن آرام روحش را مي توان شنيد. از آن رو كه تمام هم وغم شخص در پي آرزويش است ومسلماً در زندگي مسايلي پيدا خواهد شد كه سد راه رسيدن به آرزوها باشد. كم كم وآرام آرام پيش مي رود وفكر مي كند به هدفش نزديك مي شودوشايد هم همين طور باشد ولي روحش بر اثر فشارهاي وارده از جوانب زندگي كه در پي فلان مقصد روياهايش متحمل مي شود، مي شكند. اغلب انسانها اين صداها را نمي شنوند. علتش اين است كه اصلاً نمي دانند كه روحشان در فشار است. اما از سويي اگر نگوييم اغلب ولي دست كم نصف بيشتر آرزوهاي آدمي جنبه ورنگ وبوي ايدئولوژي دارند. البته بگذاريد پس از گفتن اينكه بيشتر آرزوها ايدئولوژيك هستند برگرديم به عقب ومطلبي را كه بايد از همان ابتدا بيان مي كردم را هم اكنون عنوان كنيم. مقصود وهدف نگارنده از آرزوها اين نيست كه هر آدمي دوست دارد منزل، خودرو، تلفن همراه ويا چيزهاي ديگر اين چنيني داشته باشد بلكه مسايل وگزينه هاي ديگري است. منظور آرزوهايي است كه مي توان آن را جهت دهنده زندگي شخص ويا گروهي دانست. چه بسيار تئوريهايي كه روزي در روياي شخص مي گنجد ولي روزي به توسط همان شخص به صحنه ظهور رسيده واينك زندگي جامعه ايي را دگرگون كرده است. پس از گفتن اين مقدمات مؤخر بايد به دنباله بحث افزوده شود كه اگر ما همين آرزوي تعريف شده ومحدود بالا را باز به آرزوهايي محدود كنيم كه نتيجه اجتماعي آنان درصدر قرار مي گيرند به لپ كلام نزديكتر خواهيم شد. آرزوهايي كه شخص يا گروه براي تحقق در جامعه تلاش مي كنند اغلب جنبه ايدئولوژيك آن چنان است كه حرف ونظريات ديگران را زير پاي افكار آرزوي ايدئولوژيزه شده خود له مي كنند. براي مثال كمونيسم، ليبراليسم وغيره. شايد گفته شود روسيه هيچگاه به واقع امر ايده هاي كمونيست در آن پياده نشده وآنچه بوده نظريات لنين واستالين بوده است ولي هر چه باشد منبعث از كمونيسم مي باشد. ولي شبح ماركس وانگلس چه چيزي را براي مردم روسيه به ارمغان آورد؟! همچنين در ساير جوامع ومكاتب. مثلا جوامعي كه بر مبناي دين خاصي اداره مي شوند. كشورهاي اسلامي واسرائيل نمونه اي از آن است. اسرائيل براي معبد سليمان خود فلسطين ها را مي كشد ويا ليبراليسم كه آمريكا پرچمدار است. ليبراليسم آمريكايي سرانجام به اين نتيجه رسيد كه براي گران شدن گندم در جهان بايد تمامي گندم توليدي آمريكا در دريا غرق واين در حالي بود كه ميليونها نفر در قاره آفريقا وآسيا با گرسنگي دسته وپنجه نرم مي كردند واين چه رذيلانه است كه انسان در قرن بيست ويكم زندگي كند وخود را اشرف مخلوقات بداند وتمدنش وفرهنگش را در عمر گذشته زمين در اوج ببيند ولي هنوز كساني باشند كه نمي توانندشكمشان  را سير كنند. يك وجدان آگاه چه پاسخي براي اين مسله دارد؟

دوران طرح آرزو وبه طبع آن تئوريهاي استريلزه شده توسط ايدئولوژيهاي چپ وراست به سر آمده است بشر اينك بايد در آن آزادي زندگي كند كه نتواند آزادي ديگران را زير سئوال ببرد، اگر من مسلمانم وديگري پير ومسيحت است بتوانيم در كنار يكديگر زندگي كنيم بدون آنكه به فكر اين باشيم كه روزي بر يكديگر مستولي شويم وچه فكر خودمدارانه اي است كه براي تسلط برديگري دست به دامان جنگ وخونريزي ببريم با وجود اين همه گرسنه كه ننگ بشريت است.   

 

 

|+|
نوشته شده توسط علیرضا جعفری در شنبه بیست و چهارم دی 1384 و ساعت 18:19