تبليغاتX
صلح جهان
صلح جهان...صلح جهان...صلح جهان...صلح جهان
فصل پاییز: فصل جوایز ادبی ایران 

فصل برگ ریزان در ایران به نوعی با بهار جوایز ادبی ایران مقارن است. هر سال در این فصل بازار نقادی ها و جوایز داستان کوتاه و رمان در ایران داغ است. ولی با وضعیت فعلی این گونه جوایز هیچ کمکی به ادبیات این مرز و بوم نمی کند. من به دلیل اهمیتی که برای ادبیات قائلم بارها شده که داستانهایی که برنده این جوایز شده اند را خوانده ام ولی هر چقدر بیشتر دقت کرده ام بر نامیمون بودن این انتخاب بیشتر پی برده ام. جز تعداد محدودی نویسنده که انتخاب می شوند بقیه چه؟ نمی خواهم بگویم که داستان نویسی در این کشور جای هیچ امیدی ندارد ولی می خواهم بگویم که واقعا داستان نویسان ما چه جهان بینی ای دارند؟ خیلی از انها به غیر از استان خود فقط تا استانهای مجاور خود اشنایی دارندوبا بقیه ایران بیگانه اند. این نویسنده چه چیزی را می خواهد در داستانش بگوید؟! چند سالی است که دیگر خبری از داستانهای بنیه دار در کشور نیست. حتی غولهای ادبی معاصر ایران هم دیگر حرفی برای گفتن ندارند. اگر واقعا این جوایز قصد رشد ادبیات ایران را دارند که با این وضعیت به بیراهه می روند. یادم می اید چند سال پیش یکی از همین نویسندگان می گفت وقتی داوران یک جایزه ادبی با یکدیگر بر سر انتخاب فلان داستان یا شعر دست به معامله می زدند و می گفتند اگر شما به این داستان رای دهید ما نیز به ان شعر رای می دهیم از نویسنده بودن خود خجالت کشیدم و کتابم را از ان جایزه بیرون اوردم. به ناکجا اباد می رویم . از طرف دیگر این جوایز هیچ سیر صعودی ندارند چون موجب تاثیر در جریان ادبی و رشد ان نمی شود . حتی جامعه کتابخوان کشور نیز با شنیدن این مطلب که فلان کتاب برنده فلان جایزه شده است رقبتی نمی کنند که صرف برنده شدن جایزه به خرید کتاب بپردازند.

نقدهای نقادان ایرانی هم دست کمی از این جوایز ندارند. کدامیک از نقادان چند ساله اخیر ما اشنایی حداقلی به جریان نقد روز دنیا دارند؟! به نظر می رسد نویسنده ایرانی باید برایش حل شده باشد که با خواندن این نقدها نباید در جهان بینی و طرز نوشتنش تغییری دهد. بهتر است جهانی تر بیندیشد. بگذریم که بعضی از این نویسندگان حتی نمی دانند جهانی شدن یعنی چه؟! بحث دیگر این است که ما جریان نقد در کشور نداریم . شخصی مثل عبد العلی دستغیب و رضا براهنی در دوره ای خیلی از اشعار و داستانهای معاصر شان را نقد می کردند یا می کنند. خوب بعد از ان چه کسی پا روی جای پا ی انها گذاشت؟! تازه بر روی نقد خود انها هم نقد است.

بهترین کار برای نویسنده این است که اگربرنده این جوایز شد نه از کار خود پشیمان شود و نه به کار خود امید ببندد بلکه فقط در این فکر باشد که مبلغی پول بدست اورده و می تواند مرحمی به زخمهای زندگیش باشد.

|+|
نوشته شده توسط علیرضا جعفری در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 13:46