تبليغاتX
صلح جهان
صلح جهان...صلح جهان...صلح جهان...صلح جهان
در باب قومیتهای ایرانی 

علت اینکه پس از گذشت این مدت درمورد مسئله توهین به قومیتها که اخرین مورد ان کشیدن کاریکاتور از لرها است مطلب نوشتم این می باشد که خواستم تب و تاب ناشی از شور و هیجانات از بین برود و یا حداقل کم شود تا دست کم با این نوشته شوری و هیجانی برخورد نشود. سخنانم را در چند باب بیان می دارم. البته قصدم در این مطالب جبهه گیری له یا علیه کسی نیست و نخواستم فقط صرفآ به این مسئله از دید توهین یا عدم توهین بپردازیم.

1-     در همین امسال دو بار کاریکاتورها در ایران برای قومیتها مسئله افرین شده است. بار اول قوم ترک و بار دوم نیز قوم لر می باشد. جامعه ایرانی دچار دو تیپ شده است. نخست تیپی که شخص عضو یک قوم است و دوم تیپی که شخص عضو یک کشور است. تا اینجای این بحث به نوعی در همه کشورها وجود دارد. در کشور الف ممکن است فرد عضو نژاد یا قوم ب باشد ولی در ایران یا هر جای دیگر جهان شخصیت که جدای از تیپ است اگر یا شکل نگیرد و یا فقط در قومیتها شکل بگیرد مفید واقع نمی شود. شخصی که تابعیت ایرانی دارد ابتدا به صورت افراطی خود را عضو قوم ترک،لر،بلوچ وغیره می داند و سپس خود را عضو کشور ایران می داند. گاهی وقتها هم مشاهده می شودکه فرد حتی خود را در قید و بند کشور نمی بیند، به این بهانه که به تیپ او در کشور اجحاف می شود ماهیت کشور را نفی و سودای انفکاک از کشور را دارند. معلوم نیست که این قومی بازیها چقدر طول می کشد ولی این را خوب می دانم تا تیپ قوم لر یا هر قوم دیگری به شخصیت لر تبدیل نشود این مشکل وجود خواهد داشت. اگر شخصیت به وجود اید ان وقت می توانند در قالب گروه و سازمان دست به تظاهرات بزنند یا به دادگاه به علت توهین و افترا شکایت کنند. ما همه بارها یا شنیده ایم یا خود گفته ایم که در مورد فلان قومیت(که من ان را تیپ می نامم) خصوصیتی قائل می شوند. اصل این شخص که به طور مثال تیپ گیلک غیرت ندارند از نظر علمی دچار شبهه است ولی هر عقل سلیمی قبول می کند که بگوییم شخصیت اقا یا خانم الف خسیس است. این امر اخیر طبیعی است و از نظر علمی و اندیشه ورزی هم قابل اثبات است. در اینجا بحث بر اثبات این مسائل نیست و ان را به مقال دیگر و به عهده صاحب قلمان می نهیم. اما ادامه بحث خودمان. مطلوب جامعه سیاسی این است که دارای یک تیپ باشد. این مقوله به این مفهوم نیست که بلوچها نتوانند از زبان و فرهنگ خود استفاده کنند.

2-     یکصد سال است که ما عنوان می کنیم جامعه مان در حال گذار از سنت به مدرنیته است ولی هر چه می نگریم نه تنها این گذار تمام نمی شود بلکه هنوز ما در خود مرحله گذار نیز در مراحل نقریبآ بدوی به سر می بریم. یعنی ما(جامعه امروزی ما) از نظر بافت و پیوستگی بیشتر شبیه یک جامعه سنتی است تا مدرن. مصادیق در همه زمینه ها بسیارند. در مورد بحث ما همین نحوه برخورد به کاریکاتورها. یک غوغایی به پا کردند که به تیپ شان توهین شده است من نمی دانم قصد این کاریکاتوریستها چه بود ولی می دانم نحوه واکنش به این گونه مسائل نشان می دهد که منطق گفتمان موجود در سطح جامعه یا اصلآ وجود ندارد یا اگر هم وجود دارد نپخته است. واکنشمان نیز پرت است. معلوم نیست که چطور می خواهیم این تعصب را کنار بگذاریم. این مسائل سالها است که در جهان حل شده است. مردم اول دعوا می کنند سپس در دادگاه صلح می کنند. ما هنوز نتوانستیم ظرفیت فکری خود را تا حدی بالا ببریم که چنین مسائلی را جزو زندگی مدرنیته بدانیم. این که یک کاریکاتوریست، نویسنده و یا هر کس دیگرمطلبی در مورد کسی می نویسد جزو لاینفک کشورهای متمدن است. همان طور که گفتم اگر احساس می شود توهینی شده است مراحل قانونی ان وجود دارد. در ایران به هر تیپی از جمله مغازه دار، پرستار، وکیل وغیره مطلبی در قالب فیلم، طنز، کاریکاتور نوشته شود که انها را نقد کرده باشند ان تیپ شروع به تکاپو می کنند و به این استناد که وجهه تیپ خود نزد سایرین بد جلوه داده شده دهان به اعتراض می گشایند ان هم اعتراضی که به هر چیز شبیه است مگر به خود اعتراض. در جامعه ای که هنوز مردم تظاهرات را با تخریب و عقده خالی کردن بر اجناس مردم می دانند چه حرفی می توان زد؟!.

 

 

|+|
نوشته شده توسط علیرضا جعفری در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 12:15