نگاهی به نمایشنامه خانه عروسک / اثر هنریک ایبسن
علیرضا جعفری
توروالد هلمر و نورا زن و شوهری هستند که نمایشنامه بر پایه انها می چرخد. هلمر یک وکیل است. درامد خوبی ندارد.ولی به تازگی قرار است رییس یک بانک شود و وضع مالی شان به دلیل انکه یک شغل ثابت و خوب به دست اورده در حال بهبود است. نورا می گوید این نخستین کریسمسی است که که انها می توانند وسایل بخرنند و نگران پول ان نباشند. نورا در پرده نخست وسایل عید کریسمس را مهیا می کند. از همان اول پرده مرد، زن را با عناوینی همچون عروسک من، گنجشکک من و سنجاقک من صدا می کند. زن نیز به نوبه خود، خود را لوس می کند. به عبارتی می داند چگونه شوهر را در چنبره خود نگه دارد. بعد از ان دوست دوران بچگی نورا یعنی خانم کریستین لینده که از نورا بزرگتر است بعد از مدتها به دیدار او می اید. نخست او را نمی شماسد ولی سپس نورا، کریستین را به جا می اورد. او اندکی پیر شده و صورتش شکسته شده است. کریستین سه سال پیش شوهر خود را از دست داده است ولی از مرگ شوهر ان چنان احساس غمگینی نمی کند. او به خاطر مواظبت از مادر پیر و دو برادرش مجبور شده بود به دلیل وضعیت مالی خوب با ان مرد ازدواج کند و روی همین هم زندگی خوبی نداشتند، ضمن اینکه با مرگ شوهر مالش نیز از بین رفته است. در حقیقت کریستین به منزل نورا امده تا شاید بتواند شغلی برای خود دست و پا کند. انها در حین گفتگوهای خود رازهایی را به هم می گویند. نورا رازی را می گوید که ادامه نمایشنامه تا پایان بر اساس ان می چرخد. هلمر چند سال پیش دچار مریضی شده بود. پزشکان به نورا پیشنهاد کرده بودند که برای اینکه حال شوهر خوب شود باید او را به جنوب ببرد. ایتالیا محل خوبی است ولی انها پولی ندارند. نورا تصمیم می گیرد از یکی از دوستان شوهر به نام کروگشتاد مبلغی قرض بگیرد و در مقابل، سند با تعهد پدرش به او بدهد. از انجایی که حال عمومی پدر نورا مطلوب نبوده، نورا به جای او امضا می کند ولی اشتباها تاریخ امضا را دو روز پس از فوت پدر می زند. از سویی دیگر چون هلمر خوشش نمی اید زیر قرض و بدهکاری برود به شوهر می گوید که این پول را پدر به او داده است.

با تقاضای نورا، شوهر تصمیم می گیرد کریستین را در بانک خود به جای کروگشتاد سر کار بگذارد. کروگشتاد مردی است که سابقه خوبی ندارد و نفوذی نیز در روزنامه ها دارد و نورا را تهدید می کند که اگر شوهر، او را نه تنها در کار خود ابقا نکند بلکه باید ترفیع درجه هم بدهد والا راز را بر ملا می کند نورا به شوهرش می گوید ولی او گوش نمی دهد چون کروگشتاد مرد خوبی نیست. کریستین به نورا قول می دهد که مشکل را حل کند. از انجایی که کروگشتاد و او عاشق همدیگر بودند باز کریستین به او اظهار علاقه می کند و او نیز می پذیرد. هلمر از طریق نامه ای که کروگشتاد نوشته از ماجرای سند، پول قرضی و امضای جعلی اگاه می شود. چنان بر سر زن داد و فریاد می زند که نورا انتظارش را نداشته است. چند لحظه بعد دوباره نامه ای از کروگشتاد به دست هلمررسیده که سند را به او تحویل داده است. بنابراین ماجرا تمام می شود. مرد دوباره شروع به ناز و نوازش زن می کند ولی زن قبول نمی کند و از خانه بیرون می رود.

خانه عروسک در سه پرده نوشته شده است. ایبسن با چنان مهارتی ان را نگاشته است که خواننده هر لحظه در انتظار لحظه بعد است و این کار با مهارت بسیاری انجام شده است که باور کردنی نیست. این کتاب صدو سی و نه صفحه دارد. نورا به عروسکی تبدیل شده چه ان هنگام که در خانه پدری است و پدر از سر علاقه او را خطاب می دهد و چه ان هنگام که به خانه شوهر امده. او به عروسکی در دستان پدر و شوهر مبدل شده است. انها به او محبت می کنند چون احتیاج دارند به کسی محبت کنند ولی نه برای نورا. نورا تصمیم می گیرد شوهر را ترک کند تا وقتی که روی پا خود بیستد. این محتاج بودن زن به مرد حتی دامنگیر کریستین نیز شده است. معلوم نیست که کریستین این بار به میل خود با کروگشتاد ازدواج کرده یا خیر؟! زنان در این نمایشنامه مفلوک عقاید و تصمیمات مردان هستند. از طرفی خود زنان نیز محیط را طوری پیش می برند که عملا به چنین فرجامی برسند.
گفتگوهای بین نورا و هلمر از زیباترین بخش های نمایشنامه هستند:
- ادم هیچ وقت ابروی خودش را به عشق نمی فروشد.
- چطور میلیونها زن این کار را کرده اند؟
نمایشنامه خانه عروسک / نویسنده :هنریک ایبسن / مترجم:اصغر رستگار/ نشر فردا / چاپ اول 1378

